شهیدی که با آرزوی شهادت زیست؛ روایت زندگی و عروج محسن فتوحی
شهید محسن فتوحی، دانشجوی رشته اندام مصنوعی دانشگاه علوم پزشکی ایران و رزمندهای ۱۹ ساله، در حالی به میدانهای نبرد رفت که عشق به شهادت و اشتیاق خدمت به اسلام سراسر وجودش را فرا گرفته بود. او که سالهای نوجوانی خود را در جبهههای مختلف گذرانده بود، سرانجام در عملیات کربلای ۴ در شلمچه به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل آمد؛ آرزویی که در سطرسطر زندگی، مناجاتها و وصیتنامهاش آشکار است.
شهید محسن فتوحی، فرزند حسن، در چهارم آبان ۱۳۴۶ در خانوادهای مذهبی و عاشق اهل بیت(ع) در شهر قم چشم به جهان گشود. از همان کودکی نشانههای معنویت و هوش در او آشکار بود. در سن ۴ تا ۵ سالگی قرآن را آموخت و همراه پدر در هیئتها و مجالس تفسیر قرآن حضور مییافت؛ حضوری که سبب تشویق و رشد معنوی او شد و از همان روزها روح او با قرآن و معارف اهلبیت(ع) گره خورد.
محسن دوران دبستان را با موفقیت و رتبههای ممتاز پشت سر گذاشت. سخنوری زیبا، فهم بالا و رفتار متین از ویژگیهایی بود که او را در میان همسالانش متمایز میکرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به انجمن اسلامی مدرسه پیوست و در گروه سرود، مراسم دعای توسل و کمیل و فعالیتهای فرهنگی مشارکت داشت.
تحصیلات متوسطه را در رشته تجربی ادامه داد و همزمان، بیش از ۲۰ ماه در جبهههای مختلف از جمله کردستان، عملیات والفجر مقدماتی، فتح فاو و جزیره مجنون حضور یافت. بارها مجروح شد اما هر بار پس از مداوا دوباره به جبهه بازمیگشت؛ گویی دلش تنها در میدان جهاد آرام میگرفت.
پس از دریافت دیپلم، وارد سپاه شد و سپس در کنکور شرکت کرد و در رشته ارتوپدی فنی (اندام مصنوعی) دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد. یک ترم از تحصیلش نگذشته بود که دوباره لباس رزم پوشید و عازم عملیات کربلای ۴ شد. در جزیره بوارین مانند شیری خروشان بر قلب دشمن تاخت و پس از سالها مجاهدت، سرانجام در اول دی ۱۳۶۵ در شلمچه به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود رسید.
زندگی او سرشار از اشتیاق به عبادت، اخلاص در بندگی و دلدادگی به شهادت بود؛ چنانکه مناجاتهای شبانه و حالات روحانیاش همواره گواه شوق هجرتش بود. چهره نورانیاش خبر از انتخاب الهی میداد؛ و چنین نیز شد.
محل دفن شهید نیز در گلزار شهدای علیبنجعفر(ع) قم، ردیف ۱۳ به شماره ۸۴۸ قرار دارد.

نظر دهید