علی ربیعی: اعتیاد جای سیاستهای نشاط آور و شادی اجتماعی را گرفته است
دستیار اجتماعی رئیسجمهور با تأکید بر اینکه اساس توسعه «انسان شاداب» است، نه دودکش کارخانهها، هشدار داد: انسداد فضاهای رسمی شادی، تخلیه هیجان را به محیطهای زیرزمینی و پناه بردن به الکل و مواد مخدر کشانده است.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران، دکتر علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور در نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد، با اشاره به ویژگی ممتاز این رویداد در پیوند بیواسطه مباحث علمی با کنشگری میدانی اظهار کرد: پیوند نظریه و عمل در حوزه اعتیاد بدون نیاز به متغیرهای میانی برقرار است؛ اما مطالعات تاریخی نشان میدهد این پدیده همگام با دگرگونیهای اجتماعی و تغییرات نسلی مدام در حال پوستاندازی است؛ بهگونهای که امروز با اشکالی از اعتیاد مواجه هستیم که دانش آن حتی در حوزه تخصص جمعهای حاضر نیز نیست و نیازمند ورود گروههای علمی و تخصصی دیگری است.
وی با اشاره به ریشههای دیرین این معضل در زیست اجتماعی و خانوادگی گفت: اعتیاد همواره یکی از نگرانیهای جدی خانوادهها بوده و من نیز از دوران کودکی که در محلههای جنوب شهر بزرگ شدم، شاهد این درگیریها از نزدیک بودهام. با این حال، مسئله از دایره فرد و نهاد خانواده فراتر رفته و مستقیماً با تابآوری اجتماعی، پویایی، آینده جامعه و چشمانداز توسعه مرتبط است.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور خاطرنشان کرد: اعتیاد هزینهها و تلفات انسانی بالایی به کشور تحمیل میکند و بر نرخ مشارکت اجتماعی و پویایی جامعه اثری مستقیم میگذارد؛ در حالی که نگاه رایج معمولاً تنها متوجه نازلترین بخش مسئله یعنی افراد کارتنخواب و متجاهر کف خیابان است و از درک لایههای عمیقتر آن بازمیماند.
وی با اشاره به تجربههای سیاستی خود در سطوح عالی تصمیمگیری کشور تصریح کرد: در یکی از جلسات مهم آسیبهای اجتماعی با حضور مسئولان عالیرتبه و رئیسجمهور، نمودارهایی ترسیم شده بود که میان حاشیهنشینی با اعتیاد، طلاق و خودکشی رابطه خطی و معنادار مستقیم برقرار میکرد. در همان جلسه توضیح دادم که نسلهای اول، دوم و سوم حاشیهنشینی در جنوب، غرب و شرق تهران هویتهای متفاوتی دارند و بیشترین جانباختگان حوادث دیماه نیز از نسلهای بعدی همین حاشیهنشینان بودند.
ربیعی تأکید کرد: واقعیتهای اجتماعی نشان میدهد که طلاق در مناطق ۱، ۲ و ۳ تهران بیشتر از مناطق جنوبی شهر است و اعتیاد نیز تنها آن چیزی نیست که در خیابانخوابی خلاصه شده باشد؛ بلکه لایههای زیرین اعتیاد شامل زنانهشدن، کاهش سن مصرف و درگیری جمعیت شاغل بیشتر از بیکاران است. این نگاههای سطحی مانع درک درست مسئله میشوند.
وی یادآور شد: ما نیازمند شیفت پارادایمی و رسیدن به مواجهه مناسب هستیم. در مدلهای گذشته که صرفاً بر مبارزه فیزیکی و بستن مرز متمرکز بود، جامعهشناس، روانشناس، جمعیتشناس و مطالعات حوزه زنان، کودک و سالمندی جایی نداشتند. مبارزه لازم است، اما رفتن در مسیر انحرافی باعث میشود هرچه بیشتر هزینه کنیم، از مقصد دورتر شویم.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور با اشاره به اینکه در آمار کلان شیوع تغییر فاحشی رخ نداده است، گفت: نوسانات زیر یک درصد بوده و انگیزشها و متغیرهای رفتاری تغییر کرده است.
وی به نتایج برخی پیمایشهای جدید اجتماعی در آذر ۱۴۰۲ اشاره کرد و گفت: در موضوع رابطه خشم و مصرف الکل، دادهها نشان میدهد در میان افرادی که اصلاً احساس خشم را تجربه نکردهاند، ۱۱ درصد در یک سال گذشته مصرف الکل داشتهاند؛ در حالی که این رقم در میان کسانی که خشم بالایی را تجربه کردهاند به ۲۱ درصد میرسد و این شکاف با روندهای کنونی جامعه بازتر خواهد شد.
ربیعی با شاره به رابطه ناامیدی و مصرف الکل خاطرنشان کرد: در گروهی که سطح ناامیدی در آنها پایین بوده، مصرف الکل ۸ درصد ثبت شده، اما در میان افرادی که ناامیدی شدیدی را تجربه کردهاند، این میزان به ۲۰ درصد رسیده است.
وی به رابطه خشم و مصرف مواد اشاره کرد و گفت: میزان مصرف مواد در بین افرادی که خشم را تجربه نکردهاند حدود ۵ درصد است، در حالی که در میان افرادی با خشم بالا این عدد به ۸.۵ درصد میرسد.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور خاطرنشان کرد: اگرچه این ارقام در ظاهر همبستگی آماری ساده بهنظر میرسد، اما یک تلنگر جدی است که نشان میدهد ریشه گرایش به سمت مواد و الکل، ریشه در وضعیت متغیرهای روانی و اجتماعی دارد.
وی با بیان اینکه اعتیاد جای سیاستهای نشاطآور و شادی اجتماعی را گرفته است، گفت: سالهاست درباره توسعه به مثابه نشاط و جامعه خوشحال صحبت میکنیم؛ توسعه فقط کارخانه و دودکش نیست، اساس توسعه، انسان شاداب است. وقتی کارکرد نهادهای فرهنگی و اجتماعی دچار اختلال میشود و امکان تخلیه هیجان و زیست شاد در فضاهای رسمی و عمومی (نظیر خیابانهای شهر) سلب میشود، این رفتارها به فضاهای زیرزمینی و منازل منتقل میشود و فرد به مصرف الکل و سپس مواد پناه میبرد تا درد خود را تسکین دهد.
ربیعی تأکید کرد: امروز با پدیدهای روبهرو هستیم که در آن رفتن به سمت مواد کارکرد پیدا کرده است که از آن میتوان به عنوان کارکرد شادی کاذب، کارکرد تسکین و کارکرد امکان زیست در میان ناامنی روانی یاد کرد.
وی ادامه داد: در سنین بالای ۴۰ تا ۵۰ سال هنوز مصرف سنتی تریاک دیده میشود، اما در نسل زیر ۳۰ سال کارکردها بهکلی دگرگون شده است. وقتی مصرف مواد کارکردی شد، مقابله با آن بسیار دشوارتر از الگوی سنتی (ناشی از رفاقت یا فقر صرف) خواهد بود و سیاستگذار باید پاسخ دهد که چه جایگزین امن و نشاطآوری برای جامعه فراهم کرده تا افراد به سمت مصرف مواد مخرب نروند.
ربیعی با تأکید بر ضرورت خروج از نگاه صرفاً زیستی و انتقال به دانش جامعهمحور اعتیاد اظهار کرد: اگر اعتیاد را براساس مدل استعداد زیستی به همراه فشارهای محیطی تحلیل کنیم، باید روی بخش فشارهای محیطی کار جدی انجام دهیم. جامعه ما سالهاست درگیر زیست تحریمی است؛ تحریمهای ظالمانه علیه استقلالخواهی کشور، جوانی جوانان ما را تحت تأثیر قرار داده و هزینههای روانی و اجتماعی سنگینی به نسلهای مختلف تحمیل کرده است که باید این فشارهای محیطی مدیریت و جبران شوند.
وی به مطالعات مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) و تطبیق آن با ویژگیهای نسل «زد» پرداخت و تشریح کرد: بر اساس این مطالعات، برخلاف قضاوتهای منفی رایج، سطح آگاهی بهداشتی و تمایل به حفظ سلامت جسمی در نسل «زد» نسبت به نسلهای قبل ارتقا یافته و تمایل آنها به مصرف الکل و مواد سنتی در پارهای از ابعاد کاهش داشته است که این موضوع یک نقطه امیدوارکننده برای برنامهریزی است.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور ادامه داد: در مقابل، وجوه نوظهوری از وابستگی در این نسل به وجود آمده است؛ از جمله اعتیاد شدید به گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و بازیهای ویدئویی که زمان مصرف آن گاهی تا ۱۰ ساعت در روز میرسد.
وی افزود: مسائلی مانند انحرافات و رفتارهای جنسی در فضای مجازی به علت پنهان بودن و ناشناخته ماندن، چهرههای جدیدی از وابستگی و اعتیادهای رفتاری مدرن را رقم زدهاند.
ربیعی در پایان گفت: یکی از بزرگترین آسیبهای امروز جامعه ایران، تضعیف و کاهش نهادهای مدنی است. جامعه مانند فردی است که سایه درختی برای آرامش گرفتن نداشته باشد؛ فقدان قطعیت و کاهش اتکاپذیری اجتماعی، از علل اصلی پناه بردن به رفتارهای پرخطر و اعتیاد است. مسیر اصلاح، احیا و گسترش نهادهای مدنی، تقویت سازمانهای مردمنهاد، آموزش مهارتهای مواجهه اجتماعی و همکاری عمیق کنگرههای علمی با انجمنها و اتحادیههای علوم اجتماعی است.
نظر دهید